السيد محمد حسين الطهراني

177

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

گروههاى مجانين ، جنّ دخالتى نداشته باشد ، لا أقلّ در بعضى از آنها شأن و مدخليّتى دارد . سپس علّامه فرموده‌اند : و امّا آنچه را كه بعضى از مفسّرين گفته‌اند كه : « اين تشبيه از قبيل مماشات و مداراى با فهم عامّه مردم است در اعتقادات فاسده آنها ؛ چون اعتقادشان در مورد جنونِ ديوانگان ، تصرّفى از ناحيه جنّ مىباشد . و دليلشان بر اين گفتار آنست كه : اين تشبيه ، متضمّن حُكمى نيست تا آنكه اگر خطا و غير مطابق با واقع در آيد ، از اين جهت ايجاد اشكال نمايد . و مجرّد تشبيه گرچه مخالف واقع هم باشد ، ضررى نميرساند . و بنابراين ، حقيقت معناى آيه در نزدشان آن مىشود : اين افرادى كه ربا ميخورند حالشان حال ديوانهاى است كه بواسطه شيطان زدگى مخبّط شده ، و حالت اعتدال و استقامت خود را از دست داده است ؛ و امّا جنون مستند به شيطانزدگى باشد ، امرى است غير ممكن . به علّت آنكه خداوند سبحانه عادلتر از آنست كه شيطان را بر عقل بندهاش و يا بر بنده مؤمنش مسلّط گرداند . » بتمامه محلّ اشكال و ايراد است : اوّلًا : از آن جهت كه خداوند متعال بزرگتر و رفيعتر است از آنكه در گفتار خود به باطل و سخن لغو استناد كند ، به هر شكل و صورتى كه باشد ؛ مگر آنكه بطلانش را ذكر كند و آن سخن لغو و باطل را به گوينده‌اش برگرداند . ما ميبينيم در وصف كتاب خودش فرموده است : وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ . ( آيه 41